الشيخ أبو الفتوح الرازي
90
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و گفت زن فرعون روشنايى چشم باشد مرا و تو را ، مكشى او [ را ] ( 1 ) ، باشد كه سود دارد ما را ، [ يا ] ( 2 ) گيريم او را فرزندى و ايشان نمىدانستند ( 3 ) . و گشت دل ( 4 ) مادر موسى پرداخته ، نزديك بود كه آشكارا بكند به او ، اگر نه بستمانى ( 5 ) در دل او تا باشد از مؤمنان . و گفت خواهرش را ابر پى او برو ( 6 ) ، و او را از دور بديد او را و ايشان نمىدانستند ] ( 7 ) . و حرام گردانيديم بر او شيرها ( 8 ) از پيش ( 9 ) ، گفت خواهر موسى هيچ دلالت كنم شما را بر اهل خاندانى كه فرا پذيرند او را براى شما و شير دهند ، و ايشان او را نيك خواهان باشند . پس باز گردانيديم او را با مادر او تا روشن شود چشم او و اندوهگن نبود ، و تا مادر موسى بداند كه وعدهء خداى راست است ، و لكن بيشتر ايشان نمىدانند . و چون موسى برسيد بغايت قوّت و جوانى و بلاغت ، و تمام عقل شد ، بداديم او را حكمت و علم ، و همچنين پاداش ( 10 ) دهيم نيكو كاران را . و در شد موسى - عليه السّلام - به شهر مصر بر وقت آراميدن و غفلت از اهل مصر ( 11 ) . پس يافت در مصر دو مرد با يكديگر جنگ مىكردند ، يكى سامرى بود از خويشان موسى ( 12 ) و
--> ( 1 ، 2 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد . ( 3 ) . آب ، مش : نمىدانند . ( 4 ) . آب ، مش : اگر نه آن كه مىبستيم . ( 5 ) . آب ، مش : و در صبح در آمد . ( 6 ) . آب ، مش : كه قصد كن او را . ( 7 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد . ( 8 ) . كذا در اساس ، آط ، آج ، لب ، آل : پستانها . ( 9 ) . آط ، آج ، لب آن . ( 10 ) . آط ، آل : پاداشت . ( 11 ) . آط ، آج ، لب ، آل : اهلش . ( 12 ) . آط ، آج ، لب ، آل : از شيعهء او .